فوتبال اصفهانی
یک وبلاگ از یک اصفهانی برای اظهار نظر در مورد فوتبال اصفهان(سپاهان،ذوب آهن و...) البته به زبان خودمونی 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

ساج:محمود یزدخواستی مدرس ومربی نام آشنای فوتبال اصفهان وایران بوده که سابقه بازی درتیمهای ذوب آهن،سپاهان،امیدوملی بزرگسالان رادر کارنامه دارد؛وعلاوه براین موارد آخرین بازی رسمی تیم ملی ایران در سالهای پیش ازانقلاب درکارنامه اش به ثبت رسانده است.

به گزارش ساج ، سابقه مفصل ومبسوط وی به همین جا ختم نمی شود چرا که سرپرست ورزشهای تیمی ذوب آهن طی سالهای ۶۳ – ۱۳۵۵، دبیرتربیت بدنی آموزش و پرورش استان اصفهان، علم آموز دوره های مربیگری فوتبال ۱۳۵۹ و ۱۳۶۳ ، مدیریت تیمهای فوتبال زیر۲۳ سال ذوب آهن بین سالهای ۷۶ - ۱۳۷۲، کسب مدرک مربیگری G کنفدراسیون فوتبال آسیا ۱۳۷۷، سرمربی تیم فوتبال نوجوانان ذوب آهن ( قهرمان استان)، مدیرمدارس فوتبال ذوب آهن اصفهان، کسب مدرک مربیگری B کنفدراسیون فوتبال آسیا، سرمربی تیم فوتبال جوانان ذوب آهن ( قهرمان استان)، کسب مدرک مربیگری A کنفدراسیون فوتبال آسیا ۱۳۷۹، سرمربی تیم فوتبال هواپیما سازی ایران، مدرس رسمی کنفدراسیون فوتبال آسیا ۱۳۷۹، سراستعداد یاب استان در فدراسیون فوتبال ایران، نماینده سازماندهی آموزش مدارس و آکادمیهای فوتبال و برنامه ریزتورنمنت ها و مسافرت تیمها جهت دیدارهای تدارکاتی خارج از کشور در سطح فوتبال حرفه ای اروپایی و امریکای جنوبی را در کارنامه چندین ساله ورزشی اش درج کرده است.

این سابقه وفهرست افتخارات این مربی اصفهانی بهانه ایی شد تا درآستانه روزهای نسبتا داغ لیگ یازدهم و درحالی که همگان اذعان دارند نمایندگان اصفهان  می توانستند در جام باشگاه های آسیا به نیمه نهایی برسند با او به گفتگو بنشینیم.

شاید کلیشه ایی به نظربرسد اما اگر بخواهید در یک پاسخ صریح و خلاصه ایرادهای حرفه ایی دو نماینده لیگ برتری اصفهان را بگویید، به چه مواردی اشاره خواهید کرد؟

خب دروهله اول باید بپذیریم هرمجموعه ایی درمسیری که طی می کند چه اهدافی را مد  نظرقرارداده و بنا به اهداف مشخص شده اش چه سرعتی را در زمان پیدا کرده است. ولی حالا که گفتید صریح و سریع باید بگویم تغییر ناگهانی مدیریتها در باشگاههای اصفهانی بدترین موردی است که باشگاهها با آن دست به گریبان هستند.

یعنی این تغییر مدیریت مشکل هر دو باشگاه است؟

بله درحال حاضرهمه باشگاههای در ایران چه دولتی و چه خصوصی این مشکل را دارند ولی تغییرمدیریت چون تغییرافکارورویکردها را به دنبال دارد یک آفت است البته در ورزش و بخصوص در فوتبال عمده تر است. شما همین الان وضعیت هیات مدیره تیمهای استقلال و پرسپولیس را ببینید.

این کلی است و اگر قرارشد هر دو باشگاه را در بحث حرفه ایی شان توضیح بدهید چه می گویید؟

ببینید وقتی مدیری می آید ، برنامه ریزی می کند اما خودش هم نمی داند چه مدتی آنجاست، با این وجود باز هم برنامه ریزی می کند و اهدافی را در آینده می بیند ولی نمی داند برای رسیدن به این اهداف چقدروقت دارد پس راه دیگری را در پیش می گیرد یعنی به سراغ ترسیم اهداف کوتاه مدت می رود و اهداف بلند مدت را چندان درنظر نمی گیرد در حالی که در فوتبال نوین دنیا اهداف بلند مدت که مهم ترین آنها فوتبال پایه است اساس کار است و با تغییر مدیریت کمرنگ و پررنگ نمی شوند.

و الان شما اعتقاد دارید که در باشگاههای اصفهان فوتبال پایه کمرنگ شده است؟

بله دقیقا همینطوراست؛ تیم ذوب آهن به فوتبال پایه استناد می کند و البته خیلی هم خوب است و جای تقدیر دارد اما قهرمان نمی شود، تیم فوتبال سپاهان هم با شعار جوانگرایی می آید ولی با بزرگان فوتبال تیم را می بندد و قهرمان می شود ومی بیند که به فوتبال پایه نیاز ندارد پس سپاهان نوین را کمرنگ می کند و هیچکس هم به فکر فردای فوتبال این استان نیست چرا که همه به دنبال اثربخشی هستند تا اثرگذاری و با این رویه همین که پول خرج می شود و قهرمانی به دست می آید کافی است.

این مشکل تیمهای پایه که برای هر دو باشگاه گفتید، قبول اما خود تیمهای پایه به نوعی مشکل نبودند؟ یعنی باشگاه ذوب آهن که سالها برروی تیمهای پایه کارکرد هیچوقت نتوانست با همین استعدادهایی که یافته است قهرمان بشود و در بهترین حالتها نایب قهرمان شد.     

ببینید این بحث استعدادیابی به همین سهولت که شما به کارمی برید یا بقیه دنبال می کنند نیست. به عنوان مثال دربرزیل همه فوتبالیست هستند اما بچه های هر نقطه ازاین کشور با یک سبک وشیوه خاص بازی می کنند که برای آن جغرافیا منحصر به فرد است. در همین استان اصفهان هم وضع به همین صورت است. در نواحی که کشاورزی رونق دارد مثل لنجان که مردم از تمکن مالی خوبی برخوردارهستد جوانان کار در باغها و زمینهای کشاورزی را به دویدن دنبال توپ ترجیح می دهند و این تفکر نسل به نسل منتقل می شود و خانواده ها ترجیح می دهند بیننده فوتبال باشند تا بازیکن. خب با این وصف نباید دراین مناطق دنبال بازیکن گشت البته ممکن است بازیکن خوبی یا استعداد خاصی باشد اما محدود ومعدود ولی درمناطق کویری این استان وضع فرق می کند و به همین دلیل استعدادیابی درهرمنطقه ایی جوابگو نیست.

لطفا این بحث اقلیم و تاثیر آن بر فوتبال را بیشتر بازکنید.

درمناطق کویری که رونق اقتصادی کمتراست طبعا امکانات تفریحی کمتری هم وجود دارد چرا که هرنوع تفریحی هزینه هایی را در پی خواهد داشت پس آسان ترین تفریح به لحاظ صرفه اقتصادی فوتبال است والقائاتی که تلویزیون به بیننده وارد می کند بچه های این اقلیم را ترغیب می نمایدکه وارد میدان شوند، در این نواحی فوتبال هویت دارد و آمال وآرزو ها را رقم می زند و دیگر دنبال توپ دویدن بیهوده نیست وهمه وخانواده ها وفرزندان شان آن را دوست دارند وامیدوارند که روزی خودشان یکی از این بازیکنان باشند.   

این بحث روانشناسی و اقیلمی فوتبال بود آیا تنها همین استدلال را درخصوص تعیین نادرست نقاط هدف استعدادیابی ، ایراد می دانید؟

بحث مقاومت بدنی و قوای جسمانی این بچه ها هم هست چون بچه های کویر بهتر تنفس می کنند و قدرت بدنی بالاتری دارند که توضیح مفصلی را در بحثی مجزا می طلبد.

وبا همه این تاکیدی که شما دارید شاهد آن هستیم که فوتبال پایه در باشگاهها همچنان کمرنگ است، به نظر شما چه دلیلی دارد؟

ببینید اتفاقی که برای فوتبال پایه در شرف وقوع است را می توانم به اعضای بدن انسان تشبیه کنم مثل این است که کسی پول ندارد و بگوید برای گذران زندگی ام می خواهم قلبم را یا مغزم را بفروشم و البته بفروشد خب این کارعاقلانه است؟ در حال حاضر باشگاه سپاهان هم به دلایل مالی و رویکرد کاهش هزینه می خواهد سپاهان نوین را تعطیل کند تا هزینه هایش کم بشود.

اگرموافق باشید کمی کلی تربه بحث فوتبال نگاه کنیم، فوتبال اصفهان که گفتید درهر حال بخشی ازفوتبال ایران است و همین مشکلات را ما در فوتبال ایران هم به نوع دیگری داریم که مهم ترین این مشکلات درلیگ جدید بحث سقف قرارداد بود که برخی با صراحت پذیرفتند و برخی دیگر با صراحت اعلام کردند که ما در این مرزبندی ها نیستیم و خیلی عادی قانون را زیرپا گذاشتند. نظر شما به عنوان یک مربی، بازیکن، مدرس و کسی که از بدنه فوتبال است سقف قرارداد کمکی به فوتبال کرد؟

قرارداد اصولا در فوتبال ما مثل بسیاری ازموارد دیگر تعریف نشده است و در ابتدا لازم است همه فوتبالی ها از سرمربی تا تدارکات و همه بدانند قرارداد چیست. بعد هم اخلاق حرفه ایی پیش می آید که باز هم در بسیاری موارد برای آقایان ناشناخته است مثلا دایی بازیکن با دایی مربی چه تفاوتهایی یافته است، دایی که با سایپا قهرمان شد با دایی که با پرسپولیس قهرمان شد چه تفاوتهایی کرده است، حالا همین را تسری بدهید به همه بازیکنان تیمهای فوتبال در ایران که از بازیکنی به مربیگری و سرمربیگری می رسند و از آنجا به مدیریت باشگاهها منسوب می شوند.

وقتی درفوتبال ما همه چیزقانون مند شد قرارداد هم سقف وکف پیدا می کند چرا که همه چیز در یک چارچوب قانونی تعریف میابد ولی این شیوه درست کردن یک مقوله ازوسط است که هیچ نتیجه ایی ندارد.

محمد بندرعباسی

[ ۱۳٩٠/٧/۱٩ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ محمد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed

اتحادیه هواداران سایبری سپاهان اتحادیه هواداران سایبری سپاهان Online User
مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران
مشاهده جدول کامل ليگ فوتسال






Powered by WebGozar